تکرار تجربه تلخ ؛ از حذف منتقدان تا دشمن پنداری رسانه

در سالهای گذشته، یکی از آقایون مدیرکل وقت با هدف جلب نظر استاندار، اقداماتی خارج از چارچوب قانونی انجام داد و با طرح ادعای نادرست «رد صلاحیت امنیتی»، خبرنگاران منتقد را از فرآیند انتخابات کنار گذاشت. این اقدام با انسجام جامعه رسانهای باطل شد و مشخص گردید که ادعای مطرحشده فاقد مبنای امنیتی بوده و
در سالهای گذشته، یکی از آقایون مدیرکل وقت با هدف جلب نظر استاندار، اقداماتی خارج از چارچوب قانونی انجام داد و با طرح ادعای نادرست «رد صلاحیت امنیتی»، خبرنگاران منتقد را از فرآیند انتخابات کنار گذاشت. این اقدام با انسجام جامعه رسانهای باطل شد و مشخص گردید که ادعای مطرحشده فاقد مبنای امنیتی بوده و صرفاً ابزاری برای حذف منتقدان به شمار میآمد. آن دوره با مجموعهای از رفتارهای محدودکننده، از جمله ایجاد مانع در مسیر فعالیت رسانهها و هزینهتراشیهای غیرضروری، همراه بود.
متأسفانه در شرایط کنونی نیز نشانههایی از تکرار همان الگوی ناکارآمد مشاهده میشود. برخی مدیران ارشد استان، بهجای تقویت تعامل سازنده با رسانهها، بر انتصاب مدیری تأکید دارند که مأموریت اصلی او «کنترل فضای رسانهای» و «کاهش صدای منتقدان» تلقی میشود. این رویکرد در تضاد با شخصیت استاندار است؛ چراکه ایشان فردی رسانهای، ارتباطمحور و علاقهمند به گفتوگو با افکار عمومی شناخته میشود. با این حال، مشاورههای نادرست اطرافیان، استاندار را از مسیر طبیعی تعامل با رسانهها دور کرده و زمینهساز تصمیماتی شده که میتواند هزینههای اجتماعی و مدیریتی به همراه داشته باشد. بیتردید اتکا به چنین مشاورههایی همان «طناب پوسیدهای» است که نباید به آن اعتماد کرد.
معاون سیاسی استاندار، که باید نقش تنظیمگر فضای سیاسی و رسانهای را ایفا کند، در عمل فاقد شناخت کافی از سازوکار سیاستورزی و مدیریت افکار عمومی است. اقدام اخیر وی در تحمیل متن دیکتهشده به خانه مطبوعات و انتشار آن تحت عنوان «بیانیه جامع رسانهها» نمونهای روشن از تصمیمسازی نادرست است؛ اقدامی که نهتنها به انسجام رسانهای کمک نکرد، بلکه به تشدید اختلاف میان استاندار و نمایندگان انجامید.
در کنار او، مدیرکل روابط عمومی—یا به تعبیر طنزآمیز فعالان رسانهای، «آقای گزارشگر»—با وجود سابقه خبری، نتوانسته نقش حرفهای و مؤثر خود را در حوزه رسانه ایفا کند. او نه ارتباط سازندهای با رسانههای آزاد، مکتوب و برخط برقرار کرده و نه برنامهای برای تقویت جایگاه رسانهای استانداری ارائه داده است. تمرکز اصلی وی همچنان بر گزارش فوتبال و برنامههای صداوسیما است؛ در حالی که وظیفه اصلی او باید تدوین، انتشار و برجستهسازی اقدامات استاندار و ایجاد پل ارتباطی میان مدیریت استان و افکار عمومی باشد. این غفلت موجب شده بخش قابل توجهی از ظرفیت رسانهای استان بلااستفاده بماند و استاندار از فضای واقعی رسانهای فاصله بگیرد.
پیامد این مشاورههای نادرست، افزایش شکایت از خبرنگاران و کاهش چشمگیر حمایت رسانههایی است که پیشتر همراه استانداری بودند. امروز سطح ارتباط میان رسانهها و استانداری به حداقل رسیده و این وضعیت، نشانهای آشکار از ضعف ساختاری در مدیریت سیاسی و رسانهای استان است؛ ضعفی که اگر اصلاح نشود، میتواند تبعات گستردهتری برای اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی مدیریت استان به همراه داشته باشد.
خبرنگار؛

اخبار پیشنهادی این نویسنده::
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰